پروپوزال ناقص!
موضوع:
نقش رسانه های کوچک در به وجودآمدن حوزه عمومي در انتخابات ریاست جمهوری دهم
مقدمه
تحول سرمایه داری تجاری در قرن شانزدهم، همراه با اشکال مختلف نهادی و در حال تغییر قدرت سیاسی، شرایط ظهور نوع جدیدی از حوزه عمومی را در اوایل اروپای مدرن به وجود آورد. همزمان با آن، جامعه مدنی به عنوان حوزه روابط اقتصادی خصوصی که تحت حفاظت اقتدار همگانی استقرار یافته بود، سر برآورد. قلمرو خصوصی بدین گونه هم از حوزه رو به گسترش روابط اقتصادی و هم گستره صمیمانه روابط شخصی که به طور فزاینده ای از فعالیت اقتصادی جدا و رها شده بود و در نهاد خانواده به استواری جا گرفته بود، تشکیل می شد. بین قلمرو عمومی یا دولت از یک سو ، قلمرو خصوصی جامعه مدنی و روابط شخصی از سوی دیگر، حوزه جدیدی از "عامه" پدیدار شد. یک حوزه عمومی بورژوا و مرکب از افراد معمولی "هابرماس" بر خاصیت رهایی بخش و امکانات ارتباطی این حوزه در نقد دولت و مطرح ساختن مسائل عومی در بحثی منصفانه و رهایی بخش تأکید کرد (هابرماس،1383) حوزه عمومي با چنين شرايطي در كشوري مانند ايران هنوز به منصه حضور نرسيده است اما پيدايش اينترنت شرايط جديدي را پيش روي ما قرار داده كه پيدايي حوزه عمومي مدنظر هابرماس را، در كشورهايي با ساختار سياسي متصلب نيز امكانپذير مي نمايد.
طرح مسئله
بحث و گفتوگوي علني درباره مسائل و موضوعات با هدف دستيابي به اجماع يا حداقل، افكار اكثريت، سنگبناي دموكراسي است. چرا كه هيچ فردي به تنهايي نميتواند آگاه بر همه حقايق باشد يا پيامد يك اقدام و سياست رابداند. لذا وجود حوزهاي براي استفاده از نظرات گوناگون و بحث و گفتوگو ضروري است. چنين حوزهاي، حوزه عمومي ناميده ميشود.
هابرماس تعبيرًٌَُِْ}{« حوزه عمومي»[1] را در اطلاق به عرصهاي اجتماعي به كار ميبرد كه در آن افراد از طريق مفاهمه،ارتباط و استدلال مبتني بر تعقل، موضعگيريها و جهتگيريهاي هنجارياي اتخاذ ميكنند كه بر فرايند اعمال قدرتدولت، تاثيراتي آگاهي دهنده و عقلاني ساز باقي ميگذارد. به عبارت بهتر، افراد در حوزه عمومي از طريق مفاهمه واستدلال و در شرايطي عاري از هرگونه فشار، اضطرار يا اجبار دروني (خودخواسته) يا بيروني (قهري) و بر مبنايآزادي و آگاهي تعاملي و در شرايط برابر براي تمام طرفهاي مشاركتكننده در حوزه عمومي مذكور مجموعهاي ازرفتارها، مواضع و جهتگيريهاي ارزشي و هنجاري را توليد ميكند كه در نهايت به صورت ابزاري مؤثر براي تاثيرگذاردن بر رفتار و عملكرد دولت به ويژه در عقلاني ساختن قدرت دولتي عمل ميكند (نوذري، 1381)نكته مهم و اساسي در اين فرايند آن است كه رفتار افراد در جريان مفاهمه در حوزه عمومي عمدتا بر مبناي «كنشهاي كلامي»عاري از فشار و سلطه در شرايطي عادلانه، آزادانه،آگاهانه و برابر صورت ميگيرد. يعني در درونوضعيتي كه هابرماس از آن به« وضعيت كلامي ايدهآل»ياد ميكند (همان).
مجموعه اين شرايط و تعاملها در وضعيت مذكور، بستري را فراهم ميسازد كه طي آن كنش كلامي در نهايت درمطلوبترين و آرمانيترين و جه آن يعني« كنش ارتباطي»يا«كنش مفاهمهاي» خود را نمايان ميسازد. سه عنصراصلي حوزه عمومي از ديدگاه هابرماس چنين است:.
1.حوزه عمومي به مكاني براي تبادلنظر نياز دارد كه براي همه قابل دسترسي باشد و امكان بيان مبادلهتجربيات اجتماعي و ديدگاهها در آنجا وجود داشته باشد
.
.2 در حوزه عمومي، مواجهه با ديدگاهها و نقطه نظرات از طريق مباحث عقلاني و منطقي صورت ميگيرد. به اينمعني كه انتخاب سياسي" منطقي "تنها زماني ممكن است كه حوزه عمومي در وهله نخست، شناخت و درك آشكارينسبت به گزينههاي ممكن عرضه كند; بهطوري كه هر شخص بتواند از بين آن گزينهها دست به انتخاب بزند. رسانههابايد گستردهترين طيف ممكن چارچوبها يا چشماندازها را عرضه كنند تا شهروندان نسبت به آنچه كه انتخاب نكردهاند نيز آگاه شوند
.3 بازبيني و نظارت سيستماتيك و نقادانه بر سياستهاي دولت، وظيفه اصلي حوزه عمومي است.
در كل مي توان گفت هدف اصلي حوزه عمومي اين است كه ميان شهروندان درباره "خير مشترك" بحثهاي انتقادي عقلاني صورتگيرد و اين امر به صورتبندي يا تدوين سلسله اقداماتي كه در جهت منافع عموم عمل ميكند، منتهي شود. در اينميان، رسانههاي جمعي با توجه به تمركزشان بر انتشار اخبار و تحليلهاي انتقادي در مورد عملكرد دولت، يكي ازاركان حوزه عمومي كارآمد هستند (Obrien,2003)
در حال حاضر رسانههاي الكترونيكي ـ تعاملي نوين مانند شبكه جهاني اينترنت و به تبع آن پايگاههاي اطلاعرساني، پستالكترونيكي، بولتنهاي الكترونيكي و ديگر انواع واقعيت مجازي، نوع جديدي از فضاي اجتماعي را با خود به ارمغانآوردهاند. اين ابر فضا كه از غيرفيزيكيترين فضاها نيز هست، ميتواند براي حوزه عمومي آثار و فوايد فراواني در برداشته باشد و بدون شك اهميت آن روزبه روز افزايش بيشتري مييابد.اينترنت رسانهاي است كه به همه مشاركتكنندگان و كاربران، براي استفاده مشترك از اطلاعات، فرصت برابراعطا ميكند. اينترنت از اين لحاظ، و بدون اعمال محدوديت از سوي ساير رسانههاي جمعي و به مثابه يك واسطهجمعي عمل ميكند. تلويزيون و روزنامهها، بهطور خاص، به زيرساختهاي عظيم و گران قيمت نياز دارند و در نتيجهبايد ديد چه كساني استطاعت مالي براي مالكيت و كنترل آنها را دارند. پيدايش اينترنت به معناي اين است كه هر كسميتواند با حداقل تلاش و دشواري، به ديگران وصل بشود و دانش و ديدگاههايش را براي فردي بهخصوص ياهمگان منتشر سازد. از اين لحاظ، اينترنت وسيلهاي پايدار جهت تقويت گفتوگوي عمومي در مورد طيف وسيعي ازمسائل مربوط به خير مشترك است(Ibid).
حال با تطبيق شرايط ايران با معيارهاي ذكر شده متوجه مي شويم كه به دليل فقدان پيش شرط هاي لازم تحقق حوزه عمومي از جمله مطبوعات آزاد، انتخابات آزاد، آموزش عمومی و اوقات فراغت و فراغت از نیازهای اولیه زندگی، حوزه عمومي با ويژگي هاي مورد نظر هابرماس در ايران به وقوع نپيوسته است. اما موردي كه اين گذاره را با ترديد مواجه مي كند شرايط جامعه در هنگامه ي انتخابات رياست جمهوري دهم است.در اين زمان ما شاهد حضور گسترده كاربران ايراني در فضاي مجازي بوده ايم. اين حضور گسترده در روزهاي پيش و پس از انتخابات به خوبي مشهود است هر چند كه به دليل حاكم شدن فضاي پس از انتخابات،حضور افراد در فضاي مجازي گسترده گي بيشتري يافت.تا پيش از برگزاري انتخابات،فضاي مجازي به محلي براي بحث در خصوص انتخابات تبديل شده بود. اين فضا نيز همگام با فضاي جامعه متاثر از حال و هواي انتخاباتي ،شاهد حضور گسترده كاربراني بود كه براي دفاع از كانديداي مورد نظر خود گاه به صورت موقتي و براي اولين وارد فضاي مجازي شده بودند. اما پس از اعلام نتايج،و بدنبال شكل گيري اعتراضات فضاي مجازي به محل و مامني براي بحث و گفتگو و تصميم گيري جهت نحوه و چگونگي اعتراضات تبديل شد. در اين ميان رسانه های كوچكي چون رسانه ی وبلاگ - که به دليل ويژگي تعاملي بودن و استفاده از تكنولوژي هايي نظير كامنت يا آر اس اس يا دنبالك يا لينكدوني مستقيما" با حوزه عمومي سر و كار دارند- به محلی برای بحث و گفتگو تصمیم گیری تبدیل شدند. سایت های شبکه های اجتماعی چون فیس بوک نیز در این دوران، در نقش رسانه یی مستقل به محلی برای انتشار اخبار و اطلاعات و مباحثه و مفاهمه تبدیل شده بودند که بسیاری از تصمیمات مردم در خصوص انواع مقابله با قدرت حاکم از این طریق اتخاذ می شد .سایت یوتوپ نیز از آن جمله رسانه هایی است که نقش بسیار قدرتمندی را در این دوران ایفا کرده است.
سوال تحقيق
آیا می توان از پیدایش یک حوزه عمومی مجازی در ایران سخن گفت که از روزهای پيش و پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم شکل گرفته است؟
اهداف تحقيق
1. بازخواني و تطبيق نظريه حوزه عمومي يورگن هابرماس با تحولات تكنولوژيك به وقوع پيوسته در خصوص رسانه هاي نوين
2. سنجش شرايط ايران بر اساس بازخواني صورت گرفته از آموزه هاي هابرماس در رابطه با حوزه عمومي
منابع
1. نوذري حسينعلي(1381)، بازخواني هابرماس، نشر چشمه
2. هابرماس.ی(1383)، دگرگونی ساختاری حوزه عمومی: کاوشی در باب جامعه بورزوایی، ترجمه: جمال محمدی، تهران: نشر افکار
3. Obrien Rory, "Civil society, the public sphere and the internet",
http"//www.web.net/-robrien.papers/civsoc
